khoda
خوره های جام جهانی
      

مسابقات جام جهاني به روزهاي اوجش نزديك مي شود.با پايان يافتن دور يك هشتم نهايي جام، چهره هشت تيم برتر مسابقات شناخته شد و از روز جمعه با برگزاري بازيهاي يك چهارم نهايي حساسيت ها به اوج خواهد رسيد.

آرژانتين،آلمان،ايتاليا،اوكراين،برزيل،فرانسه،انگليس،پرتغال هشت تيم همچنان اميدوار جام هستند. نگاهي به اسامي هشت تيم ياد شده نشان دهنده اين واقعيت است كه اين بار برخلاف دوره ي قبل جام جهاني اكثر قدرتهاي جهان فوتبال در جدول باقي مانده اند و سوداي قهرماني را در سر مي پرورانند. تنها حضور دو تيم اسپانيا و هلند در بين مدعيان خالي به نظر مي رسد.

هر چقدر جام جهاني 2002 كره و ژاپن مملو از شگفتي هاي ريز و درشت بود،جام جهاني آلمان خالي از كوچكترين شگفتي بوده است. تيم هاي كوچك آسيايي و آفريقايي يكي پس از ديگري از گردونه رقابت ها خارج شدند و با جام وداع گفتند. در اين ميان تنها غنا نمايش دلپذيري داشت كه آنها نيز در مواجهه با فوتبال ناب برزيلي كم آوردند و راهي شهر و ديار خود شدند.

 

و اما بازيهاي يك چهارم نهايي:

بازي آلمان و آرژانتين به واقع جذابترين مسابقه اين دور خواهد بود. آلمانيها كه به مدد انبوه تماشاگرانشان تا به حال نمايش خوبي ارائه كردند به مصاف آرژانتيني خواهند رفت كه نشان داده است در بازيهايش از ثبات چنداني برخوردار نيست. آنها روزي با شش گل صربستان را در هم مي شكنند و در روزي ديگر در مقابل مكزيكي ها چندان چنگي به دل نمي زنند. با اين حال كار گروهي قابل توجه آرژانتيني ها در كنار قدرت بازيخواني فوق العاده ((پكر من)) از آنها تيمي مدعي ساخته است. تيمي كه يقيناً از مدعيان اصلي جام شناخته مي شود.

 

ايتاليا – اوكراين:

لاجوردي پوشان محبوب ايتاليا راه چندان دشواري براي حضور در نيمه نهايي جام در پيش ندارند. حريف آنها تيم نه چندان قدرتمند اوكراين است كه تا اينجاي جام چيز خاصي ارائه نداده است و به مدد قرعه ي خوب تا بدين مرحله بالا آمده است. از طرف ديگر ايتاليايي ها كه حضورشان در اين مرحله را تا حدي مديون داور بازي قبلشان هستند نمي خواهند به اين راحتي اين فرصت طلايي را از دست دهند. هر چند كه مشكلات يكي پس از ديگري اردوي ايتاليا را تحت شعاع خود قرار مي دهد با اين حال از هم اكنون مي توان آنها را در دور بعد مسابقات ديد..

 

و اما برزيل:

4 بازي..10 گل زده و يك گل خورده... آمار كم نظيري است اما چرا هنوز هيچكس از نمايش برزيلي ها راضي نيست؟... همه مي دانند كه پتانسيل برزيل بيشتر از اين حرفهاست... تيمي كه انبوهي از ستارگان بين المللي را در اردوي خود دارد مي تواند قابليتهاي بالاتري را از خود بروز دهد... عده اي عدم ارائه بازي زيبا از سوي برزيلي ها را محصول تفكر كارلوس آلبرتو پريرا مي دانند... مردي كه همواره نتيجه برايش در اولويت اول است... شايد اينگونه باشد اما چيزي كه كه مهم است اين است كه برزيل براي رسيدن به اين مرحله چندان هزينه اي نكرده است... آنها به طرز كاملاً حرفه اي قدرتشان را به تناسب حريفشان بروز داده اند... هيچ تلاشي براي خالي كردن تمام انرژي شان به خرج نداده اند و نتيجه را نيز به راحتي مال خود كرده اند...با اين اوصاف برزيل همچنان مدعي اول قهرماني است!

فرانسه حريف روز شنبه برزيل در عين ناباوري اسپانياي قدرتمند را از پيش رو برداشت تا خيال برزيلي ها را راحت كند... يقيتاً بازي در مقابل تيم فرانسه با آن بازيكنان پا به سن گذاشته و بي انگيزه براي برزيلي ها بسيار راحت تر از بازي در مقابل اسپانياي با انگيزه است... شنبه برزيلي هاي دوست داشتني اين فرصت طلايي را خواهند يافت تا انتقام فينال جام جهاني 98 را از زيدان و دوستانش بگيرند...برزيلي ها مي توانند از هم اكنون خود را در نيمه نهايي جام ببينند!

 

انگلستان-پرتغال:

بازي انگلستان و پرتغال نيز از جذابترين بازي هاي اين مرحله خواهد بود... در يك سو انگليسي كه انتقادات زيادي بر نحوه بازي و آرايش تيمي اش وارد است و در سوي ديگر پرتغالي كه هلند بزرگ را با تمام ستارگانش از پيش رو برداشت. حضور يك مربي كاركشته به اسم اسكولاري در كنار ستارگاني كه آخرين فرصت ها را براي رسيدن به افتخار جستجو مي كنند كفه ي ترازو را به نفع پرتغال سنگين مي كند.

 

                                                         فرهاد

 

پنجشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٥--- خوره های جام جهانی
  رونالدو پا به توپ است علی دايی پا به سن   

هر چند قیاسی مع الفارق است و یک بلاتشبیه ما را بدهکار فوتبالیست های برزیلی می کند اما بد نیست اشارتی گذرا به تفاوتها و شباهت ها میان این دو پدیده در بازی اول تیم هایشان داشته باشیم .... علی دایی و رونالدو...


تفاوتها:


1- رونالدو 10 کیلو گرم اضافه وزن دارد، علی دایی 10 .... 15 سال شمسی اضافه سن.


2 - اضافه وزن رونالدو با سونا رفتن و رژیم گرفتن پایین می آید اما اضافه سن دایی هر چه اضافه تر شود.


3- رونالدو در بازی اول تیمش پا به توپ نزد اما علی دایی لگد به اعصاب مردم زد !  


4- رونالدو در اولین بازی به هر دلیل نمی خواست بدود اما علی دایی به هزار و یک دلیل نمی توانست بدود .


5- در بازی بعدی برزیل قرار شده رونالدو بازی کند اما در بازی بعدی ایران قرار شد علی دایی کمرش درد بگیرد.


6- در بازی با کرواسی، برزیلی ها معترض شدند چرا رونالدو آن طور که باید بازی نکرده است اما در بازی با مکزیک ایرانی ها گفتند اصلا چرا علی دایی بازی کرده است.


7- رئیس جمهور برزیل در تماسی تلفنی حال رونالدو را پرسیده است اما رئیس جمهور ایران با فرستادن علی آبادی حال دایی را جا آورده است.

۸ـرونالدو از در آمد خود صرف کودکان بی سرپرست  برزيلی و دنيا ميکند . علی دايی صرف خوشگذرانی و کنسرت گوگوش !

9- رونالدو آقای گل تاريخ جام جهانی است و نشان افتخار هم نگرفته است. علی دايی در جام جهانی هيچ گلی نزده است و به خاطر گلزنی به مالديو و گوام نشان لياقت گرفته است !

۱۰ـ رونالدو مسلمان نيست و به آواره های مظلوم فلسطينی سر زده است ! علی دايی مسلمان هست و با همسرش به آمريکا رفته است !

۱۱ـ رونالدو را کارلوس آلبرتو پريه را تعويض ميکند. علی دايی را برانکو تعويض نميکند.


۱۲- رونالدو پا به توپ است اما علی دایی پا به سن...

۱۳ـ رونالدو تهديد کرده بود که اگر  انتقاد ها عليه او ادامه داشته باشد از تيم ملی خواهد رفت

علی دايی تهديد کرده است چه انتقاد باشد و چه نباشد از تيم ملی نخواهد رفت.

۱۴ـ رونالدو گفته است در جام جهانی ۲۰۱۰ بازی نخواهد کرد. علی دايی گفته است بازی ميکنم و

به کسی هم ربطی ندارد .

۱۵- رونالدو عقل دارد اما علی دايی را نمی دانم !

شباهت ها:


در حال حاضر رونالدو و علی دایی هر دو در آلمان هستند ...هر دو نفس می کشند. هر دو شب ها می خوابند و صبح بیدار می شوند. هر دو وقتی تشنه می شوند آب می نوشند و در هنگام گرسنگی غذا می خورند. هر دو  دو تا چشم و دو تا گوش و دوتا دست و دو تا پا دارند ....

 

چهارشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٥--- خوره های جام جهانی
  آخرین سکانس تراژدی خیانت   

آخرین سکانس تراژدی خیانت :

تهیه کننده  و کارگردان : محمد دادکان

منشی صحنه: برانکو ایوانکوویچ

دستیاران تهیه : همایون شاهرخی . حسین فرکی .

هنروران (سیاهی لشکر ) : داود عزت بگویچ و احمد سجادی !

و کلیه عوامل تهیه و تولید  که به علت ضیغ وقت از ذکر آنها خودداری میکنیم

              و با لعنت بر کلیه کسانیکه ایشان را در تهیهء این نمایشنامه یاری دادند .

بعد از تماشای این نمایشنامه اولین جمله ای که در خاطرم مرور شد این بود :«بالاترین درجهء فساد استفاده از قانون برای فساد است!»

میپرسید چه ربطی دارد ؟ اگر ادامهء حرفهایم را بخوانید این حلقهء مربوطه و فعلا مفقوده را به دست خواهید آورد . انشاا...

اصلا قرار نیست که من اینجا بنشینم برای باخت مفتضحانهء تیم ملی مرثیه سرایی کنم و شما هم به سر و سینه زده و اشک بریزید !

چندی دگر هم همه چیز از یاد همه می رود و همه هم به فکر نان هستند و خربزه هم برایشان آب !

اما اصولا حرف زور از بیخ و بن توی کت من نخواهد رفت که نخواهد رفت که نخواهد رفت .

یکی از همین حرفهای زور را جناب گزارشگر مشهور و به غلط محبوب فوتبال عادل فردوسی پور می خواست توی کت من و امثال من بکند !

ساعت از نیمه شب هم گذشته بود . رضا جاودانی ,   پیمان یوسفی  دو مجری برنامه ء یک جهان یک جام  انگار که اجازه یافته اند تا دیگر بادمجان دور قاب تیم ملی نچینند

و در کنار مجیدی جلالی و دکتر صدر به نقد تیم ملی بپردازند . ارتباط تلفنی با عادل برقرار میشود . گزارشگر مشهور  هنوز هم سنگ برانکو را به گونه ای دیگر به سینه میزند !

او  دست به دست دادن عوامل گوناگونی را عامل این شکستها میداند. رضا جاودانی ناگهان پسر شجاع میشود و حرف دل مردم را میزند و با عادل مخالفت میکند. رضا جاودانی

در چند ثانیه خود را از زیر سایهء عادل برون میکشد و باز هم حرف دل ما را میزند . اما این استقلال دیری نمی پاید و  کم کمک رضا جاودانی یادش می آید که او عادل فردوسی پور است

و باید در مقابل او سر تعظیم فرود آورد. شاید برای آنکه  عادل محبوب همگان است و بر ضد او نظر دادن عامل منفوریت است ! به قول دوستی : عادل  هیچ چیز تاپی نیست . اما بس که

دیگر گزارشگران گاگول تشریف داشتند او خود را مطرح کرد و حالا برای خود هر جور بخواهد میتازد و از محبوبیتش در جهت تاثیر گذاری بر افکار و تصمیمات عمومی سواستفاده میکند.

خوب که فکر میکنم یادم می آید که : بلاژویچ را عادل فردوسی پور به ایران تزریق کرد . باور ندارید از صفایی فراهانی پرس و جو کنید . علت علاقهء او هم به برانکو از همینجاست !

بگذرم. نمیدانم چرا اصلا  حرفهایم از مسیر خارج شد و در این گیر و دار به عادل رسید .

میخواستم بگویم فساد نباید که دستدرازی به ناموس و خواهر و مادر خلایق باشد . میتوانی در بدنهء یک تشکیلات با کرم خیانت ریشه را بزنی . اما اگر نگذارند لا اقل ساقه و برگ را

تکه تکه کنی. من و تو  و ما مردمان اگر تعدادمان به هفتاد میلیون هم برسد . اگر به  شرافت و شور و شعور ما توهین نیز شود . دلمان پر خون و اما دستمان کوتاه است .

امروز یکی از همانروزهاست . روزهای پر خونی دل و کوتاهی دست. برانکو پس از سیاحت  چند ساله با کوله باری از سوقات به میهنش باز میگردد. دادکان با 2 قرت و نیمی که از او

باقی خواهد ماند ثمرهء خیانتنامهء خود را میراث من و تو میکند و به زندگی نازنازی خودش ادامه می دهد.

نه کسی مجرم است و نه کسی محکوم و نه محکمه ای ! میبینی؟ به همین راحتی ! استفاده از قانون برای فساد .

بی خیال ... فوتبال حرفه ای است !!!

                                                   نويسنده : علی

پنجشنبه ۱ تیر ،۱۳۸٥--- خوره های جام جهانی
      

پايان آرزوها!

تمام شد... همه چيز ناگهان سياه شد و داستان تيم ملي ما و جام جهاني خيلي زود به انتها رسيد...ما باختيم... بدجوري هم باختيم... هيچ چيز فاجعه بار تر از آن نيست كه در عين شايستگي مغلوب شوي... ما درحالي تسليم مكزيكي ها شديم كه در نيمه اول فوق العاده ظاهر شده بوديم و دلمان را براي يك پيروزي تاريخي صابون زده بوديم.

اما در نيمه دوم ناگهان ورق برگشت... تيم ما از اين رو به آن رو شد و اسير دست حريف گشت...  ((برانكو)) تيمش را براي كسب يك تساوي به ميدان فرستاد و كيست كه نداند تيم ايران هرگاه براي مساوي به ميدان رفته است،دست خالي از ميدان برگشته است؟

ما باختيم... حالا كه واقع بينانه به قضيه نگاه مي كنيم مي بينيم كه چندان هم اتفاق غير منتظره اي رخ نداده است...  ما كه پيشاپيش مي دانستيم اوضاع از چه قرار است ... نمي دانستيم؟... ما از همان نقاط ضعفي كه از پيش آگاه بوديم ضربه خورديم و تمام داشته هايمان را بر باد داديم!

مي دانستيم دروازه بانمان از ناحيه ي پا بطور كامل فلج است و از نواختن يك شوت ساده عاجز... مي دانستيم كه ((ميرزاپور)) در دوران افت به سر مي برد و هر لحظه بايد منتظر يك اشتباه مرگ بار از سوي او بود... مي دانستيم كه دفاعمان همچون پنير  سوييسي سوراخ است و به راحتي آب خوردن از هم مي پاشد... مي دانستيم كه مدافعانمان اصول اوليه يارگيري را هم بلد نيستند.

مي دانستيم كه تك مهاجممان، كاپيتانمان، براي قدم زدن و تفريح وارد زمين مي شود و پيش از اينكه به فكر موفقيت تيم ملي باشد به فكر بالا بردن ركوردهاي مسخره ي خودش مي باشد... مي دانستيم كه انتظار گلزني از ((علي دايي)) يك خيال خام است.. مي دانستيم كه سرمربي محافظه كار و ترسويمان در لحظات حساس مغزش هنگ مي كند و جز نوشيدن آب كار ديگري از دستش بر نمي آيد... ما به برانكو باختيم... به او كه غلام حلقه به گوش اربابانش بود و از خود كوچكترين اختياري نداشت... او كه با تصميمات احمقانه اش ورق بازي را به سود حريفمان برگرداند و ما را از همه چيز محروم كرد... پروفسورنمايي كه به اندازه يك ديپلم ردي مثمر ثمر نبود.

ما به آن رئيس فدراسيوني باختيم كه اتنتقادات دلسوزانه را گستاخانه رد مي كرد و همه و همه را مغرض و دشمن تيم ملي قلمداد مي كرد... ما به آن رئيس فدراسيوني باختيم كه با گماردن يك مربي گوش به فرمان خواستهاي احمقانه ي خودش را به راحتي به او ديكته كرد و تيم ما را به سراشيبي سقوط سوق داد.

ما از مكزيك نباختيم ما به خودمان باختيم... براي ما كه هر چند سال نوري يكبار ستاره بختمان طلوع مي كند و راهي به ميان بزرگان جهان پيدا مي كنيم هر دقيقه بازي در جام جهاني غنيمتي ارزشمند است و از دست دادنش افسوسي بي پايان در پي دارد... اما ما به راحتي اين فرصت را از دست داديم و خواهيم داد... تا وقتي آدم هاي كوچك براي يك ملت بزرگ تصميمگيري مي كنند، تا وقتي  مناسبات شخصي و بده بستان هاي پنهاني بر اين فوتبال و ادم هايش حكومت مي كند همين آش و  همين كاسه خواهد بود. 

 

... و اسطوره اي كه تبخير شد!

علي دايي مرد... براي هميشه!... مرد بزرگ سال هاي نه چندان دور تيم ملي ايران  براي هميشه از اذهان ايرانيان خارج شد و به بايگاني سپرده شد... و هيچكس جز خود دايي در اين امر مقصر نيست... كاپيتان خودخواهي كه نشان داد در تمامي اين سالهايي كه برايش كف مي زديم و هورا مي كشيديم او تنها به يك چيز فكر مي كرده است و بس... به خودش!... او ايران را دوست نداشت... كه اگر داشت زودتر از اينها كفشها را آويزان مي كرد و فرصت را به ديگر ان ميداد.

علي دايي را غرورش كشت... او كه آنقدر خودخواه شده بود كه انتقادات مردم را نيز به حساب غرض ورزي مي گذاشت و خودش را همچون سابق پرتوان مي ديد... او كه نخواست بپذيرد كه مدتهاست كه تمام شده است.

و حالا... به طرز مفتضحانه اي مي گويند او مصدوم شده است و در فاصله 5 روز مانده به بازي جار مي زنند كه كاپيتان در مقابل پرتغال به دليل مصدوميت از ناحيه كمر! غايب خواهد بود... نمي دانيم آقايان چرا همه را احمق فرض مي كنند... چرا يك بار محض رضاي خدا با مردم صادقانه صحبت نمي كنند و همه را در جريان امر قرار نمي دهند... مگر دانستن حق مردم نيست؟

 علي دايي كه خود نخواست با عزت و احترام از تيم ملي خداحافظي كند حال مي باست با خواري و خفت در حالي كه تمام موفقيت هاي گذشته اش تحت الشعاع قرار گرفته است لباس تيم ايران را براي هميشه از تن خارج كند... و اين عاقبت مردي است كه هيچگاه قدر خودش را ندانست... و اين چنين بود كه اسطوره تبخير شد!  

 

                                                            فرهاد

 

 

سه‌شنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٥--- خوره های جام جهانی
  ترسها و اميدها   

وقتی با هزاران نذر و راز  و نیاز  و دعا به سراغ بازی با استرالیا رفتیم . استرالیاییها نذر و نیاز ما ایرانیها را به درگاه خدا به دیدهء تمسخر نگریستند.

نه  «ویه را» حرفی برای گفتن داشت و نه تیم ملی تاب و توان مقاومت در برابر توفان حملات برق آسای استرالیا را ! اما یادمان که نرفته است: همگی به خدا التماس میکردیم .

محمد خاکپور مدافع تیم ملی ایران در بازی با استرالیا میگفت :« بعد از دریافت گل اول تماشاچیان استرالیا با لحنی تمسخر آمیز یکصدا شعار میدادند :  where is The god ؟

و بعد از دریافت گل دوم نیز این صدا و شعار بلندتر و بیشتر شد و تماشاچیان این بار با لحنی مسخره آمیز تر شعار می دادند : Where is your god !

 محمد خاکپور افزود :« بعد از بازی و خلق آن معجزه دیگر صدای آن جمعیت در بهت و حیرت به سکوت نشست ! انگار خدا به آنها گفته بود : من اینجا هستم » .

با ذکر این مقدمه میخواهم در مورد  ترسها و امیدهایمان در  بازی ایران و مکزیک حرف بزنم .

ترسها :
1) من مثل علیرضا علیفر نمیگویم دفاع 4 نفره سم است ! اما می گویم دفاع 4 نفرهء کم سرعت و نا هماهنگ سم مهلک است !

جایی که سرعت کم و نا هماهنگی یحیی و رحمان و آفساید پر کردنهای سهراب و یا اشتباهات کودکانه محمد نصرتی به ضمیمه جا ماندنهای حسین کعبی ما را می ترساند.

2) ابراهیم میرزاپور در پشت دفاع 4 نفره جمع کننده و خروج کنندهء مناسبی نیست ! مضاف بر آنکه میرزاپور در روزهای اوجش چنگی به دل نمی زد که بخواهد در روزهای پر اشتباهاش

بزند. من هم با حسن روشن هم عقیده ام که میرزاپور می تواند جام جهانی را برای همهء ما زهر مار کند ! خدا کند چنین نشود . اما هراس دوم ما همچنان از ابراهیم میرزاپور است .

3) هیچوقت ستار زارع را در حد و اندازهء تیم ملی نمی دیدم. اما خدا نکند شانس در خانهء کسی را با مشت بکوبد.

 از مقصر شمارهء یک در عدم قهرمانی ما در جام ملتهای آسیا حرف میزنم.

ستار از آن جمله بازیکنانی است که با وجود چپ پاهای اصیل و کلاسیک نظیر نیکبخت واحدی و ... به مدد تفکر سلیقه ای و غلط برانکو و دستیارانش (!)

 و البته با چاشنی تند شانس در تیم ملی جناح چپ ما را به محلهء بر و بیا برای مهجامان حریف تبدیل کرده است ! 

جایی که محمد نصرتی نیز به غلط در آنجا به بازی گرفته می شود ! ترس ما از این است که آیا باید قید جناح چپ را در دفاع بزنیم؟!

و شاهد نفوذ و سانترهای مواج و گلزنی «برگتی» باشیم ؟

4) مصدومیتها و محرومیتها: ترس از مصدومیت کریمی و مهدوی کیا و هاشمیان و یا انجام یک حرکت بچه گانه از سوی یکی از بازیکنان در حین بازی و کارت قرمز و اخراج و از هم پاشیدگی!

4) من ترسهای دیگری نیز دارم که اجبارا از ذکر آنها خودداری میکنم . اما سربسته می گویم . امیدوارم نیمکت عاقل و سالمی داشته باشیم .

امیدها:

1) صحبت از خط میانی که می شود کمی باد در قب قبمان می اندازیم و برای خودمان عشق می کنیم!

تکراری تر از علی کریمی حرفی برای گفتن ندارم . با حالتی رویا پردازانه انتظار داریم علی کریمی مکزیکیها را سوسک کند و کلکسیونی از تکنیک ناب ایرانی را به رخ جهانیان بکشد!

چه کاذب و چه صادق ما تمام امیدمان را به مانورها ,  دریبلها ,  پاسهای تو در  و ظریف و دقیق علی کریمی بسته ایم . خدا کند مچ پای تازه مصدومش امید ما را با یاس بدل نکند !

نمی شود از علی کریمی گفت و از امید بستن به  مهدی مهدوی کیا حرفی نزد ! ما تمام امید صرفمان در مرکز و جناح راست را به فوتبال متفکرانه و پر سرعت مهدی بسته ایم .

وزنهء مهدی مهدوی کیا دربازی روی زمین و سانترهای میلیمتری و فرارهای تیز و بز  و بازی رو به جلو  و پاسوری بی نقص او  وزنه ای است که می تواند مکزیک را له  و لورده کند.

جواد نکو نام همه کاره ء تیم ماست. ما به همه کارهء خود نهایت امیدواری را داریم. از بازی سازی و توپ پخش کنی تا دفاع و جنگندگی و شوتزنی و هد زنی و گلزنی.

آندو تیموریان و مهرزاد معدنچی چشم و  چراغ امیدهای ما هستند. ما تمام این امیدواری را از لیگ برتر هدیه گرفتیم. حاشیه نمی روم. هافبک ما امید رویاهای ماست !

2) به گلزنی وحید هامشیان بسیار خوشبینم . او تمام امید من در گلزنی است . به اینها اضافه کنید یک علی دایی با تجربه( انتقاد بعد از جام جهانی) و سر زن. و جانشینان 

تکنیکی و پر سرعتی چون خطیبی و برهانی. اگر عنایتی فرصت بازی داشته باشد ما می توانیم به آقای گل لیگ برترمان نیز امید زیادی ببندیم.

3) بر می گردیم به مقدمه. امید اول و آخر ما. خدای خوب ما. اصلا قرار نیست که ما دعا کنیم و قهرمان جام جهانی شویم ! به هیچ وجه هم فکر نمی کنیم که اگر نذر و نیاز کنیم

فوتبالمان خوب می شود و حتما صعود می کنیم ! تمام ساز و کارهی فوتبال سر جای خودش. هر که بهتر فوتبال بازی کند  و بیشتر کار کرده باشد هم عموما برنده است .

اما ما در کنار همهء اینها دست نوازش خدا را هم دوست داریم و می خواهیم آن را نیز حس کنیم. نیرویی که می تواند در کنار تمام معادلات بشری هوای ما را داشته باشد.

بازی با آمریکا را نیز از یادمان نرفته است. آمریکا بازی را خیلی بهتر از ما شروع کرد . توپهایی که به تیر دروازه ما زد نیز می توانست گل شود. اما نشد ! گل نزن ترین بازیکن ما می آید و

بهترین ضربهء سر عمر خود و فوتبال ایران را در جام جهانی می زند. ما معادلات فوتبال را انکار نمی کنیم. اما شانسها همیشه یکسان تقسیم نمی شوند.

ما تمام امیدمان را به خدا بسته ایم تا  با دعای خیر و ذکر و نذر و نیاز  شانسها را به  سوی ما سوق دهد . آن وقت است که خدا می گوید : من اینجا هستم !

 


 

شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٥--- خوره های جام جهانی